
تقصیر ما نبود. از همان روز اول که به سن تکلیف رسیدیم و قرار شد روزه بگیریم به ما گفتن خواب روزه دار هم عبادت است. از روزه گرفتن خوابیدنش را یادمان دادند. از رمضان سختی گرسنگی و تشنگی. از اول هم یاد نگرفتیم چطور قدر این ماه را بدانیم. هر سال به آخرای ماه که می رسیم، می فهمیم چه لحظاتی را از دست دادیم و نمی دانستیم. لحظه های رفتنش بود که می فهمیدیم چقدر جدا شدنش برایمان سخت است. انگار که خودِ خودمان را می برند. انگار که فقط در این ماه خودمان بودیم و با تمام شدنش دوباره یک پوسته دروغین از ما می ماند. انگار که خودمان با رمضان می رود و جا می مانیم. حالا دوباره دارد...
ادامه مطلب